اقتصادسنج (شماره 1)
معاونت بررسیهای اقتصادی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران، در راستای افزایش آگاهی فعالان بخش خصوصی به ویژه هیات نمایندگان محترم اتاق، اقدام به گردآوری و تنظیم نوشتار حاضر نموده است.
اطلاعات این نوشتار، بر اساس تازهترین آمارهای اقتصادی منتخب و با تکیه بر منابع رسمی داخلی و بینالمللی گردآوری و تنظیم شده و امید است مورد توجه و بهرهبرداری خوانندگان محترم قرار گیرد.
بی تردید، نظرات و پیشنهادهای ارزشمند مخاطبان این مجموعه آماری، راهگشایی برای بهبود کیفی و کمی گزارشهای آتی خواهد بود.
اقدامات اتاق کرمان در مسیر اقتصاد دانش بنیان
گزارش پایش محیط کسب وکارهای نوین استان کرمان (سال 1400)
طراحی سامانه فرصت (سامانه ایجاد ارتباط میان ارکان اکوسیستم فناوری و نواوری استان کرمان)
مدل کسب و کار نوآورانه: عامل مزیت رقابتی در کسب و کار
در چند دهه گذشته نوآوری مدل کسب و کار محبوبیت زیادی پیدا کرده است که این محبوییت دلیل خاصی دارد. با رشد تکنولوژی، استفاده از مدلهای کسبوکاری نوین، بسیار راحتتر از قبل شده است. در همین زمان افزایش سرعت نوآوری و رقابت جهانی باعث شده که متفاوت و متمایز بودن بیشتر از همیشه در میان کسبوکارها اهمیت پیدا کند.
به علاوه با خسارتهایی که بیماری کرونا به وجود آورده است، بسیاری برای حفظ و دوام کسبوکار خود به شدت تلاش میکنند اما در این میان کسبوکارهایی هم هستند که این بیماری همهگیر برایشان سودآور بوده است. این کسبوکارها اغلب مدل کسبوکاری بسیار قویای دارند؛ این نشان میدهد که نوآوری مدل کسب و کار در چنین مواقعی چه تاثیری دارد.
اشتباهی که اغلب افراد مرتکب میشوند این است که به مدلهای کسبوکاری سطحی نگاه میکنند و تغییر در مدل کسبوکار را تغییر در مدل قیمتگذاری محصولات و خدماتشان میدانند.درست است که قیمت گذاری در مدل کسب و کار اهمیت بسیاری ویژهای دارد اما در اصل مدل کسبوکار بیانگر شیوه تولید محصول، نحوه تحویل آن به مشتری و چگونگی کسب ارزش است.
رویکرد جامع مدل کسب و کار موفق این است که این سه جنبه مختلف کسبوکاری را با یکدیگر ادغام میکنند و سیستمی منظم و منطقی را به وجود میآورند.
نوآوری مدل کسب و کار روشی نوین برای کنار هم قرار دادن این سه جنبه مختلف کسبوکاری است و هم به ایجاد سیستمی که هم به خود سازمان و هم به مشتریان ارزش بیشتری ارائه میکند کمک میکند.مانند بقیه سیستمها، کارامد بودن یک مدل کسبوکاری فقط به اجزا و جنبههای مختلف آن وابسته نیست.
تاثیر نوآوری بر توسعه بازارهای تجاری
نوآوری برای ایجاد مزیت رقابتی در بازارهای بین المللی ضروری است تا شرکت ها بتوانند از مقیاس اقتصادی بهره مند شوند و از محدودیت اندازه بازار داخلی بهره مند شوند. نوآوری یک عامل اساسی در ایجاد رقابت است که منجر به رشد سازمانی می شود، موفقیت آینده را در بردارد و همانند موتور رشدی است که به شرکتها اجازه میدهد در اقتصاد جهانی از کارایی بهتری برخوردار شوند.
پژوهش حاضر به تحلیل تأثیر نوآوری در فرآیندهای تجاری می پردازد. این پژوهش از نوع مروری و مطالعات کتابخانه ای می باشد که با توجه به مطالعات محققان در این زمینه جمعآوری شده است.
واژه های کلیدی : تجارت بین الملل، نوآوری، خلاقیت، نوآوری در بازارهای تجاری
مدیریت منابع انسانی در صنایع خلاق
مقدمه
تغییر و تحولات سریع و پیچیدهتر شدن محیط از جمله عواملی مهمی است که در گسترش نقش مدیریت منابع انسانی در سازمان موثر بوده است. نوع و ماهیت مسائل نیروی انسانی در گذشته و حال تغییر چندانی نکرده است، آن چه تغییر نموده، اصول و ماهیت مدیریت منابع انسانی و به تبع آن، روشهای به کارگیری انسانها و نظارت بر کار و عملکرد آنهاست. برای این که مدیریت منابع انسانی در آینده بتواند از عهده مسائلی به مراتب پیچیدهتر از مسائل امروزی برآید، باید به آن اهمیت بیشتری داد و جایگاهی والاتر از آن چه به طور سنتی داشته است، برای آن در نظر گرفت. از آنجا که همه سازمانها برای بقا نیازمند اندیشههای نو و نظارت بدیع و تازهان، افکار و نظرات جدید همچون روحی در کالبد سازمان دمیده میشوند و آن را نیستی و فنا نجات میدهند. در عصر ما برای بقا و پیشرفت و حتی حفظ وضع موجود، باید جریان نوجویی و نوآوری را در سازمان تداوم بخشیم. برای آن که بتوانیم در دنیای متلاطم و متغیر امروز به حیات ادامه دهیم باید به نوآری و خلاقیت روی آوریم و ضمن شناخت تغییرات و تحولات محیط برای رویارویی با آنها پاسخهای بدیع و تازه نیازمند هستیم.
بیان مساله
مدیریت یکی از مهمترین فعالیتهای انسانی به شمار میآید. پیشرفت جوامع به کوششهای گروهی بستگی دارد و همچنان که گروههای سازمان یافته، گسترش مییابد، عملکرد مدیریت و مدیران از اهمیت بیشتری برخوردار میگردد. مدیریت منابع انسانی نه تنها رویکردی از روی سودآوری به مدیریت کارکنان است بلکه رویکردی ویژه به روابط کارکنان با تاکید بر تعهد و دوطرفه بودن ارتباط دارد. در این رویکرد به جذب توسعه، مدیریت، ایجاد انگیزش و دستیابی تعهد منابع کلیدی سازمان، یعنی افرادی که در آن یا برای آن کار میکنند اشاره میشود. افزایش خلاقیت در سازمانها میتواند به ارتقای کمیت و کیفیت خدمات، کاهش هزینهها، جلوگیری از اتلاف منابع، کاهش بوروکراسی و با تبع افزایش کارآیی و بهرهوری و ایجاد انگیزش و رضایت شغلی در کارکنان منجر گردد. مدیران برای پیشبرد اهداف سازمانی و دستیابی به آنها نیاز به مدیریت دارند که بتوانند با اتکای به خلاقیت و نوآوری کارکنان، عملکرد سازمان را توسعه دهند.
صنایع آینده؛ مروری بر فناوری های متحول کننده جهان: رباتیک، ژنومیک، ارزهای رمزنگاری شده، امنیت سایبری و کلان داده ها
تدوین و ارائه مدلی جامع، یکپارچه و ملی در همکاری و ارتباط صنعت و دانشگاه
ارتباط دانشگاه و صنعت را میتوان کاربرد علم و دانش برای بهبود شرایط زندگی تعریف کرد. پیشرفت تکنولوژی همواره با اختراعاتی از جنس علم و دانش به وقوع پیوسته است و تقریباً تمامی اختراعات اساسی و اولیه بشر بر مبنای علم بودهاست. رابطه و همکاری دانشگاه و صنعت در كشورهاي مختلف جهان با توجه به پارامترهای ارتباط دانشگاه و صنعت در هر کشور متفاوت و گاهی منحصربهفرد است. عواملی همچون تفاوتهای اقليمي، نژادي، ديني و مذهبي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، اجتماعی و تفاوت در نهادهاي قانونگذاری و دولتهای حاکم ازجمله مهمترین موارد تأثیرگذار بر این تفاوتها میباشند. لازم است هر كشوري الگویي خاص را متناسب با شرایط حاکم بر جامعه خويش تدوين نموده و از آن بهره برد. در این پژوهش ارتباط صنعت و دانشگاه از جنبههای مختلف مورد بررسی قرار گرفت. در بررسی مدلهای ارتباط دانشگاه و صنعت پنج مدل الگوی خطی فشار علم، الگوی خطی معکوس یا کشش بازار، الگوی تعاملی علم-کشش بازار، الگوی نظام ملی نوآوری و الگوی پیچش سه جانبه دانشگاه، صنعت و دولت تعریف شدند. سپس به بررسی مدلهای ارتباط دانشگاه و صنعت در پنج کشور آمریکا و کانادا، هلند، سنگاپور و عمان پرداخته شد. پسازآن ارتباط با صنعت تعدادی از دانشگاههای برتر ازجمله دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه امیرکبیر، دانشگاه تهران و دانشگاه اصفهان مورد بررسی قرار گرفت. بر مبنای مطالعات انجامشده در راستای بررسی ارتباط دانشگاه و صنعت در این پژوهش پارامترهای ارتباط دانشگاه و صنعت نیز شناسایی و بررسی شدند که عبارت بودند از عوامل سازمانی، عوامل ارتباطی، عوامل فنی و تخصصی و عوامل مؤثر در چارچوب کلی ارتباط. سپس بهمنظور بررسی وضعیت اجرایی ارتباط دانشگاه و صنعت، پرسشنامههایی در دو فرمت پرسشنامه تشریحی و پرسشنامه چهارگزینهای بر مبنای پارامترهای جمعآوریشده تهیه شد و مؤثرترین پارامترها (از بین تمامی پارامترهای موجود) برای بهکارگیری در مدل ارائهشدهی این پژوهش انتخاب گردید. در جهت دستیابی به اطلاعات موردنیاز در رابطه با ارتباط دانشگاه و صنعت با چند نفر از متخصصین برجسته داخل و خارج از کشور (آمریکا و کانادا) مصاحبه انجام شد و تفاوت نوع همکاری دانشگاه و صنعت در داخل و خارج از کشور بررسی گردید.
بهمنظور بررسی دادههای کیفی بهدستآمده از پرسشنامهها، نیز با استفاده از روش دیمتل به کمیسازی دادهها پرداخته شد. معیارهایی که تأثیرات آنها در روابط دانشگاه و صنعت بارزتر بود شناساییشده و برای استفاده در مدل نهایی عبارتاند از رضایت از سازمان طرف همکاری، ارتباطات متخصصین دانشگاه و صنعت، آئیننامهها و قوانین حمایتی، انعطافپذیری سازمانها، نوع قرارداد همکاری، شفافیت انتظارات طرفین از یکدیگر، اعتماد بین طرفین همکاری، موضوع پروژه، تأمین نیروی انسانی موردنیاز، تأمین مالی، رفع مشکلات و چالشها، حقوق مالکیت معنوی، استفاده از تجهیزات و امکانات، ارتقای سطح علمی افراد، انتقال دانش و تکنولوژی، تجاریسازی تحقیقات، همسوکردن تحقیقات دانشگاهی و نیاز صنعت، برگزاری جلسات منظم با صنعت، فواصل جغرافیایی سازمانها و کشش بازار. بر اساس نتایج بهدستآمده پنج پارامتر با بیشترین تأثیرگذاری به ترتیب پارامترهای نوع قرارداد همکاری، موضوع پروژه، تجاریسازی تحقیقات، انتقال دانش و تکنولوژی، آئیننامهها و قوانین حمایتی میباشند. پنج پارامتر با بیشترین تأثیرپذیری به ترتیب پارامترهای ارتباطات متخصصین دانشگاه و صنعت، رفع مشکلات و چالشها، تأمین نیروی انسانی موردنیاز، استفاده از تجهیزات و امکانات، تأمین مالی، بیشترین تعامل را نیز پارامتر ارتباطات متخصصین دانشگاه و صنعت با سایر عوامل داشت. همچنین عوامل کشش بازار، آئیننامهها و قوانین حمایتی، موضوع پروژه، فواصل جغرافیایی سازمانها، تجاریسازی تحقیقات، اعتماد بین طرفین همکاری، انعطافپذیری سازمانها، انتقال دانش و تکنولوژی و نوع قرارداد همکاری تأثیرگذار و علت شناخته شدند. عوامل شفافیت انتظارات طرفین از یکدیگر، تأمین مالی، همسوکردن تحقیقات دانشگاهی و نیاز صنعت، رضایت از سازمان طرف همکاری، حقوق مالکیت معنوی، رفع مشکلات و چالشها، برگزاری جلسات منظم با صنعت، استفاده از تجهیزات و امکانات ارتقای سطح علمی افراد، ارتباطات متخصصین دانشگاه و صنعت و تأمین نیروی انسانی موردنیاز عوامل تأثیرپذیر و معلول شناخته شدند.
سپس مدل پیشنهادی با استفاده از مطالعه موردی پروژه ساخت یک توربین گازی 25 مگاواتی بنام IGT 25 که با همکاری دانشگاه علم و صنعت ایران، شرکت ملی گاز ایران و شرکت توربوکمپرسور نفت (OTC) انجام شد، صحتسنجی گردید.
درنهایت وضعیت فعلی ارتباط صنعت و دانشگاه در ایران با مدل فعلی بررسی شد و راهکارهایی برای دولت، دانشگاه، صنعت و اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران برای بهبود ارتباط دانشگاه و صنعت عنوان گردید.
بررسی خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی در فضای کسب و کار صنعت گردشگری ایران
چکیده:
با توجه به وضعیت نا به سامان صنعت نفت و اتکای بیش از حد ایران به این موهبت طبیعی، رشد و شکوفایی صنایع کمکی در کنار نفت لازم و ضروری به نظر میرسد. گردشگری به عنوان صنعتی که در سال های اخیر رشد چشمگیری را تجربه نموده است گزینه ی مناسبی محسوب میشود. ایران به طور کلی داری پتانسیل های طبیعی و فرهنگی بیشماری است که هر یک میتوانند تبدیل به جاذبه بی نظیر گردشگری شوند، اما متأسفانه این فرایند در ایران بسیار کند صورت گرفته و بسیاری از پتانسیل ها بلااستفاده رها شده اند.
امروزه، بازار رقابتی امروز صنعت گردشگری جایی برای کشورهایی که بدون برنامه ریزی وارد این صنعت میشوند ندارد و بنابراین رقابت شدید بین رقبای موجود و تمایل مقاصد جدید به ورود به این صنعت، کار را برای مقاصد سخت کرده و آنها را نیازمند تغییرات مداوم میکند. کلید تغییرات مثبت و مفید خلاقیت و در پی آن نوآوری است. خلاقیت در بخش های مختلف گردشگری اعم از محصول، انتخاب بازار، تبلیغات و غیره می تواند یک مقصد را از یک پیرو در بازار تبدیل به یک رهبر نماید. از آنجا که خلاقیت و نوآوری قابل کپی برداری نیست، اگر تقلید شود کار خلاقانه و نوآورانه محسوب نمیشود، هرچند میتوان با مطالعه روندهای خلاقانه در مقاصد دیگر، خط مشی کلی را مشخص نموده و زمینه هایی که امکان خلاقیت در آن وجود دارد را شناخت. به علاوه مطالعه ایده های خلاقانه مقاصد دیگر و بومی سازی آنها خود به وجود آورنده محصول جدید بوده و نوآوری محسوب میشود. بنابراین پی بردن به اهمیت و مزایای گردشگری، شناخت پتانسیل ها، تبدیل خلاقانه این پتانسیل ها به جاذبه های بی بدیل، نفوذ در بازارهای هدف مورد نظر و معرفی این جاذبه ها، مسیر غیر قابل اجتنابی است که در پیش روی ایران قرار دارد تا از این طریق بتواند بر بخشی از مشکلات خود از قبیل بیکاری، مهاجرت بی رویه روستاییان به شهرها و تراز پرداختی منفی خود فائق آید.
واژگان کلیدی: خلاقیت، نوآوری، کارآفرینی، گردشگری