گزارش پایش محیط کسب وکارهای نوین استان کرمان (سال 1400)
تدوین و ارائه مدلی جامع، یکپارچه و ملی در همکاری و ارتباط صنعت و دانشگاه
ارتباط دانشگاه و صنعت را میتوان کاربرد علم و دانش برای بهبود شرایط زندگی تعریف کرد. پیشرفت تکنولوژی همواره با اختراعاتی از جنس علم و دانش به وقوع پیوسته است و تقریباً تمامی اختراعات اساسی و اولیه بشر بر مبنای علم بودهاست. رابطه و همکاری دانشگاه و صنعت در كشورهاي مختلف جهان با توجه به پارامترهای ارتباط دانشگاه و صنعت در هر کشور متفاوت و گاهی منحصربهفرد است. عواملی همچون تفاوتهای اقليمي، نژادي، ديني و مذهبي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، اجتماعی و تفاوت در نهادهاي قانونگذاری و دولتهای حاکم ازجمله مهمترین موارد تأثیرگذار بر این تفاوتها میباشند. لازم است هر كشوري الگویي خاص را متناسب با شرایط حاکم بر جامعه خويش تدوين نموده و از آن بهره برد. در این پژوهش ارتباط صنعت و دانشگاه از جنبههای مختلف مورد بررسی قرار گرفت. در بررسی مدلهای ارتباط دانشگاه و صنعت پنج مدل الگوی خطی فشار علم، الگوی خطی معکوس یا کشش بازار، الگوی تعاملی علم-کشش بازار، الگوی نظام ملی نوآوری و الگوی پیچش سه جانبه دانشگاه، صنعت و دولت تعریف شدند. سپس به بررسی مدلهای ارتباط دانشگاه و صنعت در پنج کشور آمریکا و کانادا، هلند، سنگاپور و عمان پرداخته شد. پسازآن ارتباط با صنعت تعدادی از دانشگاههای برتر ازجمله دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه امیرکبیر، دانشگاه تهران و دانشگاه اصفهان مورد بررسی قرار گرفت. بر مبنای مطالعات انجامشده در راستای بررسی ارتباط دانشگاه و صنعت در این پژوهش پارامترهای ارتباط دانشگاه و صنعت نیز شناسایی و بررسی شدند که عبارت بودند از عوامل سازمانی، عوامل ارتباطی، عوامل فنی و تخصصی و عوامل مؤثر در چارچوب کلی ارتباط. سپس بهمنظور بررسی وضعیت اجرایی ارتباط دانشگاه و صنعت، پرسشنامههایی در دو فرمت پرسشنامه تشریحی و پرسشنامه چهارگزینهای بر مبنای پارامترهای جمعآوریشده تهیه شد و مؤثرترین پارامترها (از بین تمامی پارامترهای موجود) برای بهکارگیری در مدل ارائهشدهی این پژوهش انتخاب گردید. در جهت دستیابی به اطلاعات موردنیاز در رابطه با ارتباط دانشگاه و صنعت با چند نفر از متخصصین برجسته داخل و خارج از کشور (آمریکا و کانادا) مصاحبه انجام شد و تفاوت نوع همکاری دانشگاه و صنعت در داخل و خارج از کشور بررسی گردید.
بهمنظور بررسی دادههای کیفی بهدستآمده از پرسشنامهها، نیز با استفاده از روش دیمتل به کمیسازی دادهها پرداخته شد. معیارهایی که تأثیرات آنها در روابط دانشگاه و صنعت بارزتر بود شناساییشده و برای استفاده در مدل نهایی عبارتاند از رضایت از سازمان طرف همکاری، ارتباطات متخصصین دانشگاه و صنعت، آئیننامهها و قوانین حمایتی، انعطافپذیری سازمانها، نوع قرارداد همکاری، شفافیت انتظارات طرفین از یکدیگر، اعتماد بین طرفین همکاری، موضوع پروژه، تأمین نیروی انسانی موردنیاز، تأمین مالی، رفع مشکلات و چالشها، حقوق مالکیت معنوی، استفاده از تجهیزات و امکانات، ارتقای سطح علمی افراد، انتقال دانش و تکنولوژی، تجاریسازی تحقیقات، همسوکردن تحقیقات دانشگاهی و نیاز صنعت، برگزاری جلسات منظم با صنعت، فواصل جغرافیایی سازمانها و کشش بازار. بر اساس نتایج بهدستآمده پنج پارامتر با بیشترین تأثیرگذاری به ترتیب پارامترهای نوع قرارداد همکاری، موضوع پروژه، تجاریسازی تحقیقات، انتقال دانش و تکنولوژی، آئیننامهها و قوانین حمایتی میباشند. پنج پارامتر با بیشترین تأثیرپذیری به ترتیب پارامترهای ارتباطات متخصصین دانشگاه و صنعت، رفع مشکلات و چالشها، تأمین نیروی انسانی موردنیاز، استفاده از تجهیزات و امکانات، تأمین مالی، بیشترین تعامل را نیز پارامتر ارتباطات متخصصین دانشگاه و صنعت با سایر عوامل داشت. همچنین عوامل کشش بازار، آئیننامهها و قوانین حمایتی، موضوع پروژه، فواصل جغرافیایی سازمانها، تجاریسازی تحقیقات، اعتماد بین طرفین همکاری، انعطافپذیری سازمانها، انتقال دانش و تکنولوژی و نوع قرارداد همکاری تأثیرگذار و علت شناخته شدند. عوامل شفافیت انتظارات طرفین از یکدیگر، تأمین مالی، همسوکردن تحقیقات دانشگاهی و نیاز صنعت، رضایت از سازمان طرف همکاری، حقوق مالکیت معنوی، رفع مشکلات و چالشها، برگزاری جلسات منظم با صنعت، استفاده از تجهیزات و امکانات ارتقای سطح علمی افراد، ارتباطات متخصصین دانشگاه و صنعت و تأمین نیروی انسانی موردنیاز عوامل تأثیرپذیر و معلول شناخته شدند.
سپس مدل پیشنهادی با استفاده از مطالعه موردی پروژه ساخت یک توربین گازی 25 مگاواتی بنام IGT 25 که با همکاری دانشگاه علم و صنعت ایران، شرکت ملی گاز ایران و شرکت توربوکمپرسور نفت (OTC) انجام شد، صحتسنجی گردید.
درنهایت وضعیت فعلی ارتباط صنعت و دانشگاه در ایران با مدل فعلی بررسی شد و راهکارهایی برای دولت، دانشگاه، صنعت و اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران برای بهبود ارتباط دانشگاه و صنعت عنوان گردید.
سربازصنعت، راهی برای بهبود خدمت سربازی اجباری
خلاصه مدیریتی
قانون خدمت سربازی که در سال ۱۳۰۴ متناسب با نیازهای آن زمان تصویب شد همچنان به همان شکل باقی مانده است.این قانون منجر به عدم کارایی و عدم بهرهوری و همچنین ایجاد نارضایتیهای درون جامعه شده است.هزینههای اقتصادی آشکار و پنهان این قانون نیز ارقام سرسامآوری را شامل میشود که دولت و مردم متحمل آن هستند.با توجه به وضعیت ژئوپولیتک کشور ایران و قرار گرفتن در منطقهای پرتلاطم و همچنین آموزههای اسلامی و ضرورتهای امنیتی امکام لغو خدمت سربازی وجود ندارد،لذا باید با استفاده از تجارب کشورهای دیگر در کنار راهکارهایی که توسط پژوهشگران و مسئولان داخل کشور ارائه میشود به دنبال بهبود وضعیت خدمت سربازی و کاهش هزینههای مادی و معنوی آن برای دولت و جامعه و استفاده درست از ظرفیت جوان کشور در مسیر توسعه مملکت بود.در این راستا اتاق بازرگانی،صنایع،معادن و کشاورزی ایران با ارائه طرحی که تحت عنوان «سربازصنعت» مفهوم بندی میشود بهدنبال ارائه راهی برای بهبود خدمت سربازی است تا در کنار سایر طرحها از مشمولین مازاد نیاز نیروهای مسلح در زمان صلح برای رشد و توسعه کشور استفاده شود.طرح «سربازصنعت» با جذب قسمتی از مشولین خدمت سربازی به بخش صنعت،علاوه بر کمک به سربازان،هزینههای پنهان و آشکار دولت را به ازای هر سربازصنعت کاهش میدهد و نیز مزیتهایی برای بخش صنعت که شایستگی و استانداردها را کسب کرده بوجود میآورد.در این پژوهش پس از نشان دادن اولویتهای نظامی برای آموزش نظامی سربازان به بررسی اقتصادی و جامعه شناختی طرح سرباز صنعت میپردازیم و سپس با آمار و ارقام نشان میدهیم که چگونه طرح سربازصنعت به نفع سربازان و دولت و بخش صنعت خواهد بود.
آسیب شناسی نظام دانش بنیان
خلاصه مدیریتی
در کشور ما متاسفانه در سطوح مدیریتی شاهد ضعفی بزرگ در ایجاد سیستمی کارآمد میباشیم. نبود یک سیستم کارآمد باعث شده است تا تمامی سازمانها و یا حتی نظامهایی که ایجاد میشود، فرد-محور بوده و با تغییر در سطوح مدیریتی شاهد تلاطمهای فراوان در آنها باشیم. چنین سازمانهایی قادر به اصلاح خود نبوده و به مرور زمان درگیر مشکلات داخلی خود میشوند و روزبهروز بازدهی خود را از دست میدهند.
در این نوشتار به نظام دانش بنیان از این زاویه نگاه شده است و سعی کردهایم با تجمیع اطلاعات مرتبط با عدم و یا نقصان کارایی این نظام، آنها را دستهبندی و تحلیل کرده و به معضلات اساسی آن برسیم و در نهایت با ارائه راهکاری که مبتنی بر تجمیع اطلاعات و استفاده از پتانسیلهای نهادهای دیگر همچون اتاق بازرگانی میباشد، راهکار افزایش بهرهوری و پویا کردن نظام دانش بنیان را ارائه نماییم. برای نتیجهگیری بهتر، نظامهایی که برای حمایت از شرکتهای کوچک و متوسط در کشورهای مختلف ایجاد شده است نیز مورد مطالعه قرار گرفته است.
لازم به ذکر است که اطلاعات دست اول این گزارش شامل مصاحبههای عمیق و برگزاری گروههای کانونی با مدیران شرکتهای دانش بنیان است.
فرصتها و چالشهای اشتغال در ایران در مواجهه با هرم ناموزون جمعیتی
مقدمه
موضوع اشتغال و دستیابی افراد به شغل با توجه به انبوه جمعیت جوان و فارغ التحصیل، یکی از موضوعات اساسی کشور محسوب میشود. بیکاری به عنوان یک پدیدی مخرب اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مطرح است و رفع آن همواره از جمله دغدغههای برنامه ریزان بوده است.[1]
ایران در فاصله دهه 1360-1330 با رشد بیسابقه جمعیت مواجه شد، به طوری که معدل رشد جمعیت سالیانه حدود 3 درصد را پشت سر گذاشت. این امر منجر شد، جمعیت ایران در سال 1365 به حدود 50 میلیون نفر برسد. جمعیت ایران هر 20 سال، تقریبا دو برابر شد. شرایط اجتماعی و سیاستهای کاهش جمعیت دولت در دهه 70 و 80 باعث شد نرخ رشد جمعیت از 9/3 در دهه 1365-1355 به حدود 2/1 در دهه 1395-1385 برسد، با این روند در حال حاضر شاهد نرخ رشد جمعیت کشور به صورت بسیار ملایم هستیم. جمعیت کشور بر اساس سرشماری عمومی نفوس مسکن سال 1395 به عدد 79926270 میلیون نفر رسید، از این تعداد 51 درصد مرد و 49 درصد زن هستند.
طی تحولات ده سال گذشته جمعيت غيرفعال پيوسته درحال افزايش است.[2] تراكم جمعيت غيرفعال در افراد متولد دهه 60، توسعه آموزش عالي و گرايش جمعيت جوان به سمت افزايش تحصيلات عالي سبب شده اقتصاد ايران با يك تحول مهم در سمت عرضه نيروي كار مواجه باشد و جمعيت جوان و داراي تحصيلات عالي به خصوص زنان تصميم ورود به بازار كار بگیرند. موج ورود به بازار كار اتفاقي است که نرخ بيكاري و نرخ مشاركت را در آستانه تغييرات قابل توجه قرار داده است. از اين رو بحث ايجاد اشتغال با توجه به فرصتهاي شغلي با ويژگيهاي جمعيت جوان و داراي تحصيلات عالي، بيش از گذشته نياز به توجه و سياستگذاري مناسب دارد. در حال حاضر هرم سنی جمعیت سال 1395 نشان میدهد، سن 65-15 سال جامعه ، بخش اعظمی از جمعیت جامعه ایران را تشکیل میدهد.
در این شرایط در بستر تغييرات ساختار سنی در کشور ما فازي از تحولات جمعيتي آغاز شده است که نسبت جمعيت در سنين فعاليت به حداکثر خود ميرسد; به این شرایط «پنجره جمعيتي[3]» گفته ميشود. پنجره جمعيتي يک وضعيت موقتي در ساختار جمعيتي ايران است که در سال 1385 باز شده و برای حدود چهار دهه طول ميکشد.[4]در این دوره فرصت مناسبی برای برنامه ریزی دقیق و حرکت کشور به سمت رونق اقتصادی و تولید و اشتغال وجود دارد. توجه نکردن به فرصت طلایی پیش رو میتواند تهدیدی برای آینده کشور شود و مشکلات و معضلاتی به مراتب پیچیدهتر ایجاد کند که میتواند هر کشوری را تا مدتها به مشکلات و عقب افتادگیهای سنگینی دچار کند.
[2]تمامي اعضاي (10 ساله و بيشتر) خانوارها كه شاغل و يا بيكار (جوياي كار) نبودهاند
[3] Demographic Window of Opportunity
[4] سلیمی، دیلمی،گلاوش.پنجره جمعیتی یک مهبت یا یک موهبت پدیده ای مشکل افزا، کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی، گروه علوم اجتماعی.1394.